تبليغاتX
فرهنگ ايراني

فرهنگ ايراني

اين وبلاگ در جهت يادآوري فرهنگ ايراني است

تاریخ ایران زمین از دورترین دوران تا سال ۶۲۸ میلادی

گزینوفون می‌نویسد: کودکان ایرانی در مدارسشان فنون قضاوت و عدالت و اداره می‌آموزند.  معلمان در این مدارس قضایای مختلف را برای شاگردان به‌تمرین می‌گذارند، اتهامات فرضی ازقبیل دزدی و راهزنی و رشوه‌خواری و تغلب‌کاری و تعدی و اموری که معمولاً اتفاق می‌افتد را برضد برخی از دانش‌آموزان مطرح می‌کنند و از دانش‌آموزانِ دیگر می‌خواهند تا دربارۀ آنها حکم داده مرتکب چنین بزههائی را کیفر دهند. آنها همچنین یاد می‌گیرند که به‌کسانی که اتهام ناروا به‌دیگران می‌زنند نیز کیفر دهند. درنتیجۀ چنین آموزشهائی کودکانِ ایرانی از سنینِ اولیۀ عمرشان با بدیها و نیکیها آشنا می‌شوند و می‌کوشند که خودشان را به‌بهترین خصلتها بیارایند و در آینده مرتکب اعمال خلاف نشوند. آنها حتی می‌آموزند که کسی‌که توانِ انجام کار سودمندی برای دیگران دارد ولی از انجامش خودداری می‌ورزد را نیز مجازات کنند؛ زیرا خودداری از انجام کار نیک در عین توانِ انجام آن را ناشکری دربرابر نعمتهای خدا می‌شمارند، و ناشکری را درخور کیفر می‌دانند. این از آن‌رو است که آنها عقیده دارند که انسان ناشکر نسبت به ادای وظیفه‌اش در قبال پدر و مادر و اطرافیان و جامعه و کشورش سستی و اهمال می‌کند؛ و کسی‌که در انجام وظیفه‌اش اهمال کند انسان بی‌شرمی است که ممکن است مرتکب هر کار خلاف اخلاقی بشود. از دیگر آموزشهائی که در این مدارس به‌کودکان داده می‌شود تسلط بر نفس و نظارت بر خویش و نظارت بر کردارهای دیگران، و اطاعت کهتران از مهتران و کاردیدگان است. ایرانیان همچنین به‌کودکان می‌آموزند که چه‌گونه در خورد و نوشْ جانب اعتدال را مراعات کنند؛ به‌همین جهت، دانش‌آموزان نه با مادرانشان که با آموزگارانشان غذا می‌خورند، و این غذا را نیز آنها از خانه‌هایشان با خودشان می‌آورند. کودکان درکنار این آموزشها، تیراندازی و زوبین‌افکنی می‌آموزند. اینها آموزشهائی است که تا سنین 15 و 16 سالگی به‌کودکان و نوجوانان داده می‌شود، و پس از آن آنها وارد دوران جوانی می‌شوند و چیزهائی به‌آنها آموخته می‌شود که مخصوص بزرگسالان است
 افلاطون می‌نویسد: بزرگ‌زادگان ایرانی در هفت‌سالگی اسب‌سواری می‌آموزند؛ چهار آموزگارِ فرزانه برای آموزشِ آنها گماشته می‌شوند. خردمندترینِ آموزگار شیوه‌های خداپرستی و امور حکومتگری را از روی اوستا (به‌تعبیر افلاطون: ماگیای زرتشت) به‌آنها آموزش می‌دهد؛ درستکارترین آموزگار به‌آنها می‌آموزد که در همۀ زندگی راست‌گو و راست‌کردار باشند؛ خوددارترین آموزگار شیوه‌های حکومت بر خویشتن را به‌آنها می‌آموزد؛ و دلیترین آموزگار به‌آنها می‌آموزد که دلیر و بی‌باک باشند
 هرودوت در سخن ازخصلتهای ایرانیان می‌نویسد که ایرانیان دروغ را بزرگ‌ترین گناه می‌دانند، و وامداری را ننگ می‌شمارند، و می‌گویند وامداری از این‌رو بد و ناپسند است که کسی‌که بدهکار باشد مجبور می‌شود که دروغ بگوید؛ از این‌رو همواره از ننگِ بدهکار شدن می‌پرهیزند. ایرانیان به‌همسایگان احترام بسیار می‌گزارند، هرچه همسایه نزدیک‌تر باشد بیشتر مورد توجه است و همسایگان دور و دورتر در مراتب پائین‌تری از احترام متقابل قرار دارند. ایرانیان هیچ‌گاه در حضور دیگران آب دهان نمی‌اندارند و این کار را بی‌ادبی به‌دیگران تلقی می‌کنند؛ آنها هیچ‌گاه در حضور دیگران پیشاب نمی‌کنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است. در میگساری تعادل را مراعات می‌کنند و هیچ‌گاه چنان زیاده‌روی نمی‌کنند که مجبور شوند استفراغ کنند یا عقلشان را از دست بدهند. ایرانیان روز تولدشان را بسیار بزرگ می‌شمارند و در آن روز مهمانی و جشن برپا می‌کنند و سفره‌های گوناگون می‌کشند، گاو و گوسفند سرمی‌برند و گوشت آنها را در میان دیگران بخش می‌کنند (خیرات و صدقه می‌دهند). آنها هیچ‌گاه در آبِ رودخانه پیشاب نمی‌کنند و جسم ناپاک در آب جاری نمی‌اندازند؛ و اینها را از آن‌رو که سبب آلوده شدن آب جاری می‌شود گناه می‌شمارند
 هرودوت می‌نویسد که ایرانیان معبد نمی‌سازند، برای خدا پیکره و مجسمه نمی‌سازند. آنها خدای آسمان را عبادت می‌کنند و میترا و اَناهیتا‌ و همچنین زمین و آب و آتش را می‌ستایند. آنها حیوانات را در جاهای پاک قربانی می‌کنند و گوشت قربانی را در میان مردم تقسیم می‌کنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را به‌خدا داد، زیرا می‌گویند که آنچه به‌خدا می‌رسد و خشنودش می‌سازد روح قربانی است نه گوشت او. وقتی می‌خواهند قربانی بدهند حیوان را به‌جائی که فضای باز است می‌برند، آنگا به‌درگاه خدا دعا می‌کنند. در دعاکردن نیز رسم نیست که حسنات را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای پادشاه و همۀ مردم کشور دعا می‌کنند و خودشان را نیز یکی از اینها می‌شمارند
 زرتشت می‌گوید: پروردگارا! آنگاه که تو مردم را به‌نیروی مینَویِ خویش آفریدی و قدرت درک و شعور به‌آنها دادی؛ آنگاه که تو جسم را با جان درآمیختی؛ آنگاه که تو کردار و آموزش را پدید آوردی، چنین مقرر کردی که هرکسی برطبق ارادۀ آزاد خودش تصمیم بگیرد و عمل کند. چنین است که دروغ‌آموز و راست‌آموز، یعنی هم آنکه نمی‌داند و هم آنکه می‌داند، هرکدام برطبق خواستِ درونی و ذهنیتِ خویش به‌بانگ بلند تعلیم می‌دهد و مردم را به‌سوی خویش فرامی‌خوانَد. انسان نیک‌اندیشی که در انتخاب راهش مُرَدَّد است آرمَئیتی معنویتِ راهگشای خویش را به‌او می‌بخشد تا راه درست را برگزیند
 انسانِ‌ باخردی که خردِ اندیشه‌ورِ خویش را به‌کار می‌گیرد با گفتار و کردارش عدالت‌خواهی و راست‌کرداری و نیک‌اندیشی را گسترش می‌دهد، پروردگارا، چنین کسی بهترین یاورِ تو است. 
 کسی‌که با رهنمودگیری از خرد مینوی خویش بهترینها را از راه کلامِ آموزندۀ اندیشۀ نیک توسط زبانش و از راه کردارِ پارسایانه توسط دستهایش انجام دهد، اهورَمَزدا را که آفریدگارِ عدالت است به‌بهترین وجهی شناخته است.
 هرکه به‌وسیلۀ اندیشه و گفتار و کردار نیک با بدی بستیزد تا بدی را از میان بردارد و بدکاران را راهنمائی کند تا از بدی دست بکشند و به‌نیکی بگرایند ارادۀ اهورَمَزدا را به‌نحو خوشنودگرانه‌ئی تحقق بخشیده است.
 کسی که راه راستی و خوشبختی ابدی یعنی راهی که به سوی جایگاه اهورَمَزدا رهنمون باشد را در زندگیش در این جهانِ مادی به‌ما نشان دهد به‌بهترین و برترین خوشی خواهد رسید. پرودگارا! چنین کسی همچون تو پاک و آگاه و دانا است
 یک کاهن بزرگ بابلی دربارۀ کوروش بزرگ چنین نوشته است:
 در ماه نیسان در یازدهمین روز (روز 12 فروردین) که خدای بزرگ بر تختش جلوس داشت… کوروش به‌خاطر باشندگانِ بابل امانِ همگانی اعلان کرد.… او دستور داد دیوارِ شهر ساخته شود. خودش برای این‌کار پیش‌قدم شد و بیل و کلنگ و سطل آب برداشت و شروع به ساختنِ دیوار شهر کرد.… پیکره‌های خدایانِ بابل، هم زن‌خدا هم مردخدا، همه را به‌جاهای خودشان برگرداند. اینها خدایانی بودند که سالها بود از نشیمن‌گاهشان دور کرده شده بودند. او با این کارش آرامش و سکون را به‌خدایان برگرداند. مردمی که ضعیف شده بودند به‌دستور او دوباره جان گرفتند، زیرا پیشترها نانشان را از آنها گرفته بودند و او نانهایشان را به‌ایشان بازگرداند.… اکنون به‌همۀ مردم بابل روحیۀ نشاط و شادی داده شده است. آنها مثل زندانیانی‌اند که درهای زندانشان گشوده شده باشد. به‌کسانی‌که در اثر فشارها در محاصره بودند آزادی برگشته است. همۀ مردم از اینکه او (یعنی کوروش) شاه است خشنودند.
 کاهن بزرگ مصر دربارۀ داریوش بزرگ چنین نوشته است:
 شاهنشاه داریوش، شاهِ همۀ کشورهای بیگانه، شاه مصر عُلیا و سُفلی وقتی در شوش بود به‌من فرمان داد که به‌مصر برگردم و تأسیسات حیات‌بخش پزشکی مصر را نوسازی کنم. … آن‌گونه که شاهنشاه فرمان داده بود مأموران شاهنشاه مرا از این‌زمین به‌آن زمین بردند تا به مصر رساندند. هرچه شاهنشاه دستور داده بود را انجام دادم. کارمندان را به‌خدمت گرفتم همه از خاندانهای سرشناس نه از مردم عادی. آنها را زیر دستِ کاردانان و استادان گماشتم تا پیشۀ پزشکی فراگیرند. فرمان شاهنشاه چنین بود که باید همه چیزهای شایسته و بایسته به‌آنها تحویل داده شود تا پیشۀ خود را به‌خوبی انجام دهند. من هرچه لازم بود و هر ابزاری که پیشترها در کتابها مقرر شده بود را در اختیار آنها گذاشتم. شاهنشاه چنین دستور داده بود، زیرا به‌فضیلت این علم واقف بود. او می‌خواست که بیماران شفا یابند. او اراده کرده بود که ذکر خدایان را جاوید سازد، معابد را آباد بدارد، جشنها و اعیاد دینی با شکوه بسیار برگزار شود

متن جدید با اصلاحات و اضافات، در فروردین ۱۳۸۷ در وبگاه ایرانتارخ در اختیار عموم قرار داده شده است

 منبع: وبگاه ایران تاریخ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 22:19  توسط يك ايراني  | 

             ديشب ساعت يك شب بود كه با همسرم از خانه داداشم به سوي خانه خودمان در گذر بوديم كه:

             به قسمتي از كوچه رسيديم كه برق قطع شده بود همسرم گفت ايكاش چاقو همراهمان بود اينجا تاريك است و امنيت ندارد با دلداري دادن به همسرم به راه خود ادامه داديم و به خيابان رسيديم سر خيابان يكي از پاركهاي محله اي كوچك بود كه در آن هر دو متر يك لامپ پر نور روشن بود اگر اشتباه نكم لامپ 200 وات گازي همسرم گفت نگاه كن اينجا هدر رفتن برق به اينصورت و در جايي ديگر بي برقي ، لامپهاي خيابان همه پارك را روشن مي كرد و ساعتي بود كه كسي هم در پارك نبود به همسرم گفتم اگر طرحي داده مي شد كه بعد از ساعت يك شب دست كم نيمي از لامپهاي پارك خاموش مي شد و نيمي ديگر روشن مي ماند كه پارك هم تاريك نباشد كه اگر كسي خواست از آن بگذرد راحت باشد خيلي خوب بود از اين گذشتيم و نگاهي به مغازه هاي خيابان كرديم كمتر مغازه اي بود كه دست كم يك لامپ در آن روشن نباشد البته جدا از تابلوهاي بزرگ چندين متري و لامپهاي نئون خوب مغازه شخصي است و دولت هم كه به هيچ دليلي در امور مغازه داران دخالت نمي كند پس چاره در اين مورد نيست كمي جلوتر چند بانك را ديديم كه سبيل به سبيل در خيابان از نورافشاني هم با هم رقابت مي كردند از جمله يكي از اين قرض الحسنه هاي (م) تازه باز شده  كه از نور افشاني روي دست همه بانكهاي ديگر را هم آورده بود در جشنها هم كه نگو ونپرس چراغاني از مغازه هاي شخصي گرفته تا مساجد امامزاده ها و كل تيرهاي چراغ برق كه توسط شهرداري چراغاني مي شوند جاي سپاس خدا باقيست كه جشنها در ايران مانند عزاداريها ده روز و بيشتر نيست و فقط براي هر جشن يك نيمه روز جشن مي گيرند البته تازگي بعضي از جاها براي عزاداريها هم چراغاني مي كنند حال دست شهرداري درد نكند كه لامپهاي كم مصرف را براي چراغاني استفاده مي كند و مانند برخي از مغازه ها و مساجد از لامپهاي 100 وات رنگي به تعداد بيست تا سي تا استفاده نمي كند بگذريم از بنرهاي تبليغاتي تجاري فرهنگي و عقيدتي كه آنها چقدر برق استفاده مي كنند.

هميشه در رسانه هاي گروهي مي بينيم و مي شنويم كه دولت از مردم مي خواهد در مصرف برق صرفه جويي كنند اما من در اين تارنما با اين نوشتار از دولت خواستارم در مصرف برق صرفه جويي كند باشد كه قطع برق در ايران كه به تازگي به مرز چهار ساعت در روز در بيشتر مناطق رسيده است كمتر شود. شايان ذكر است مصرف خانگي مردم به قدر هزينه تبليغاتي كه دولت مي كند نمي باشد. مردم كشور من مردمي با فرهنگ چندين هزار ساله هستند و خود در مصرف برق صرفه جويي مي كنند

به چند مورد زیر هم توجه فرمایید:

کلیه نوشتارهای زیراز جستجو در اینترنت در این تارنما کپی شده است

فرمانده انتظامی فارس خاطرنشان کرد: «مگر ما چقدر مامور در اختیار داریم كه بتوانند از جان و اموال مردم در قسمتها و معابر تاریك شهر مراقبت كنند».

روزنامه سرمايه - کاهش 15 درصدی تولید فولاد به دلیل قطع برق

مدیر تامین و توزیع شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران گفت: قطع برق روزانه 2 ساعت از کارکرد مفید جایگاه‌‌های عرضه سوخت را کاهش می‌دهد و موجب شکل‌گیری صف‌های طولانی در مقابل مجاری عرضه می‌شود.

عابران پیاده قربانی قطع برق در تهران. رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ اعلام کرد : قطع برق در شهر تهران باعث رشد 56 درصدی تصادفات در پایتخت شده است.

نماینده شیراز از ارسال نامه 16 نماینده به وزرای صنایع و معادن و نیرو در ارتباط با تعطیلی كارخانجات به دلیل قطعی برق خبر داد.

خسارت هربار قطع برق به انجمن بيماران کليوي حدوديک ميليون تومان است

قطع مداوم برق در طول ايام هفته براي بيماران دياليزي و پيوند کليه در سراسر کشور به ويژه مرکز آزمايشگاهي وابسته به انجمن بيماران کليوي ايران مشکلات فراواني را به همراه داشته است.

 

 


 

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 14:59  توسط يك ايراني  | 

 بزرگترين درخت كره زمين در ايران


سرو(نگين سبز) چهار هزار و پانصد ساله ابركوه، با گذشت 1,642,500 روز از عمر خود، سرسبز و شاداب در پهناي كوير يزد در شهرستان ابركوه مقاوم و استوار است و جهانيان را شگفت‌زده كرده است. دانشمندان و كارشناسان داخلي و خارجي، از اين درخت به عنوان كهنسال‌ترين درخت جهان ياد مي‌كنند و مي‌گويند: ديدن اين درخت براي هر كسي جالب و شگفت‌آور است. اخيرا دانشمنداني از ژاپن و روسيه از اين درخت ديدن كردند و عمرش را تا هشت هزار سال برآورد كرده‌اند.
پيشتر «الكساندر روف» دانشمند روسي، عمر آن را به 4000 تا 4500 سال برآورد كرده بود. «حمدالله مستوفي» هم در كتاب «نزهت القلوب» كه به سال 740 هجري قمري تاليف شده است، درباره اين سرو آورده است: در آنجا سروي است كه در جهان شهرتي عظيم دارد چنانچه سرو كشمير و بلخ، شهرتي داشته و اكنون اين از آن بلندتر و بزرگتر است .
رئيس اداره محيط زيست ابركوه هم گفت: اين درخت به عنوان يك اثر طبيعي در سال 1382 به تصويب شوراي عالي حفاظت محيط زيست كشور رسيده است. رئيس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري ابركوه هم از درخت سرو به عنوان يكي از عجايب خلقت ياد كرد و افزود: اين درخت خاطرات زيادي را در لابلاي شناسنامه چندين هزارساله‌اش به يادگار دارد. وي ارتفاع اين درخت را 25 متر، دور تنه آن را 5/11 متر و محيط آن را 18 متر اعلام كرده‌اند. وي درخت سرو ابركوه را از نوع سروهاي مديترانه‌اي دانست و گفت: اين گياه بزرگترين درخت موجود زنده روي زمين است.
                                                                       درود بر پدران ایرانی ما

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 18:27  توسط يك ايراني  | 

 

افتخار میکنیم که ایرانی هستیم


اولین سد ساخته شده در جهان توسط کوروش بزرگ

اولین آبراه ساخته شده در جهان توسط دایوش بزرگ کانال سوئز

تاسیس سازمان بیمه اجتماعی توسط داریوش بزرگ

اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند

اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند


اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند


كلمه شاهراه از راهي كه كورش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است


ابوريحان بيروني به چرخش زمين پي برده بود واين گالیله نبوده است كه نخستين بار به چرخش زمين اشاره كرده است

 

كورش بزرگ در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نامدارد

اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش بزرگ در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد

اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش بزرگ در ايران پايه گذاري كرد

كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و به جاي عذر خواهي فرعون مصر از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخرپرداخته بود و به همين دليل كمبوجيه با 250هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصرحمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله واردمصر كرد. اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجودداردكه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصرنشان ميدهد...و به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود

داريوش بزرگ طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم ميبايست خواندن و نوشتن بداند كه به همين مناسبت خطآرامي يا فنيقي را جايگذين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود ميانديشيد

داريوش بزرگ بعد از تصرف بابل25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زيريوق بردگي شاه بابل بود آزاد كرد

داريوش در سال دهم پادشاه خود شاهراي بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت

تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي رابراي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است

فيلسوف ايراني زرتشتي "ابن المقفع" توسط مسلمانان حاكم بر ايران تكه تكه شد . ابن المقفع نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشد روزبه بوده است . ولي از شدت خفقان و فشارمذهبي اسلامي در آن دوران خود را به ظاهر مسلمان مي نامد ولي در باطن زرتشتي اصيل بود . نام پدرش دادويه بود و از شهر اردشير خوره ( فيروزآباد كنوني ) بود . وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله و دمنه - سيرت انوشيروان - خداي نامه - كتب ارسطو و . . .را به عربي و فارسي ترجمه نمود

منبع:     http://zardusht.blogfa.com 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 11:52  توسط يك ايراني  | 

اسامي نه نفر از دانشمدان بزرگ ايراني

1-  در صدر اين دانشمندان بايد از دانشمند ايراني تبار فيروز نادري نام برد. دكتر نادري كه 25 سال است در ناسا كار مي كند، رئيس پروژه اكتشاف آثار حيات در مريخ بود كه برنامه موفق سفر كاوشگران مريخ زير رهبري او، توجه جهاني را به خود جلب كرد. دكتر نادري اخيرا به علت موفقيت چشمگيرش در اين پروژه، به مقام مديريت اكتشافات در سراسر كهكشان ارتقا يافت.


2- در همين عرصه بايد از دكتر آزاده تبازاده نام برد كه تحقيقات مهمي در زمينه ارتباط ابرها و آلاينده ها در جو زمين داشته است. به همين علت، ضميمه علم و تكنولوژي مجله تايم، در ماه ژانويه گذشته، تصوير او را روي جلد خود به چاپ رساند و مقاله اي در تجليل از فعاليت علمي اين داشمند 39 ساله ايراني منتشر كرد.



3- از جمله ديگر ايرانيان موفق در خارج از كشور، دكتر شهريار افشار استاد فيزيك دانشگاه روان در ايالت نيوجرسي آمريكا بود كه مدل آزمايشي جديدي براي اصل تكميلي بُهر ساخته و در اين زمينه مجله نيوساينتيست، در تابستان گذشته، مقاله اي در تجليل از او به چاپ رساند.


4- از ديگر موفقيت هاي علمي ايراني ها در خارج از كشور، بايد از كاشف گيرنده سلولي ويروس سارز يعني دكتر مايكل فرزان استاديار دانشگاه هارواد نام برد. مقاله او در مجله علمي نيچر Nature به چاپ رسيد و توجه زيادي را در محافل علمي به خود جلب كرد.


5- دكتر فرزين فرزانه رئيس دانشكده پزشكي مولكولي كالج كينگ لندن، در اين سال راهبرد جديدي براي تهيه واكسن سرطان خون تدوين كرد كه در مجله درمان مولكولي به چاپ رسيد.


6-يك دانشمند جوان ايراني صبا ولدخان در سال گذشته جايزه انجمن توسعه علم آمريكا را از آن خود كرد. اين جايزه به پاس تحقيقات مهم اين پژوهشگر دانشگاه كلمبيا در زمينه زيست شناسي مولكولي به وي اعطا شد.


7-از ديگر دانشمندان موفق در اين سال مي توان از دكتر رامين شيخ عطار استاد زيست شناسي مولكولي از دانشگاه پنسيلوانيا


8- دكتر فرح خردمند محقق پزشكي بيماري آسم از كالج پزشكي بيلر در تگزاس .


9- دكتر عماد تاج خورشيد از دانشگاه ايلي نوي اربانا شامپن نام برد.

منبع :گروه نابغه ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:33  توسط يك ايراني  | 

بعضی جاها می خوانم یا می شنوم که:

ای بابا ما ایرانی ها هیچ چیز نمی شویم 

ای بابا ایرانی ها از قدیم هم همینطور بوده اند

از این حرفها نزن اینجا ایرانه

ما حمله مغلها هم فلان کردیم ما اسکندر را بالا بردیم ما مقابل عربها سر خم کردیم ما بابک خرمدین را تحویل دادیم

من که در تاریخ گذشته ایران هم شک داردم

و از این نوع خود شکنی ها

نه عزیزان ما فرهنگ پر باری داریم ما ایرانیان گندم را تقدیم به جهانیان کردیم ما ایرانیان اولین منشور حقوق بشر را نوشتیم ایرانیان فرهنگهای تازشگر مانند مغول اسکندر و اعراب را خود حل کردند

بیشتر کشورهایی که اعراب به آنها حمله کردند زبان خود را نیز از دست دادند  ولی ما ایرانیان هنوز پارسی سخن می گوییم

ما هنوز زرتشتیهای زیادی در ایران داریم ما اسلام را ایرانی کردیم و اسلامی ساختیم که بسیار با اسلام اعراب فرق دارد.

ایرانیان ۷۵۰۰ سال پیش ابزار شخم زنی را به جهانیان تقدیم کردند

ایرانیان ۸۵۰۰ سال پیش خط دین دبیره داشت که هیچ جای دنیا خطی وجود نداشت

ایرانیان هوشمند ۷۰۰۰ سال پیش فن ذوب فلزات را به جهانیان تقدیم کردند

اما زیاد از گذشته نگویم ما حال هم داریم بگذریم که در شرایط سیاسی حال کشور دانشمندان ایرانی جایی برای زندگی در ایران را ندارند و شرایط به گونه ای است که بیشتر ترجیح می دهند در کشوری آزاد زندگی کنند ولی بدانید

کمپانی بیژن یکی از شرکتها بزرگ که کت و شلوار رئیس جمهورهای دنیا را می دوزد و محصولات آرایشی آن در دنیا حرف اول را می زند مال یک ایرانی است

زن فضانورد  " انوشه انصاری  " ایرانی است

رئیس جمهور اسرائیل ( موشی کتساو) یزدی است
رئیس ناسای آمریکا و 50 نفر از کارکنان آنجا ایرانی هستند
عامل رشد شرکت گوگل (بزرگترین شرکت اینترنتی) امید کردستانی یک ایرانی  است
بزرگترین خواننده ی سنگال یک شیرازی الاصل است
دکتر خداپرست یکی از بزرگترین چشم پزشکان جهان  است
بزرگترین نی نواز جهان استاد حسن کسایی  است

ایرانیان حتی در هالیود هم در نقش بازیگری البته نه سیاه لشکر به گفته ایرانی شکنان بلکه در نقشهای کلیدی و هم در امور میکس مونتاژ جلوه های ویژه و ... کار می کنند

خیلی موارد هست که گفتن آن در اینجا موجب سردرد شما می شود بهتر است خودتان پژوهش کنید و بزرگان ایران زمین را بشناسید

ما ایرانیان هر کدام می توانیم ابوعلی سینا باشیم فارابی - رازی - حافظ - فردوسی - سعدی - مولوی - خیام - ایرج میرزا و هزاران دگر باشیم که همه بزرگان جهانند

حال ما این بزرگان را رها کرده و به خیانت افشین به بابک خرمدین چسبیده ایم این باید افتخار ما باشد که بابک خرمدین در آخر هم تسلیم اعراب نشد و اعراب نتوانستند او را گیر بیندازند و فقط آهن توانست آهن را ببرد ما باید بایک خرمدین را ببینیم ابومسلم خراسانی را ببینیم فیروز ابو لولو را ببینیم که در سرزمین اعراب فرمانده بزرگ اعراب عمر را از پای در آورد

اگر ايران به جز ويران‌سرا نيست؛

من اين ويران‌سرا را دوست دارم.

اگر تاريخ ِ ما افسانه‌رنگ است؛

من اين افسانه‌ها را دوست دارم.

نواي ِ ناي ِ ما گر جان‌گداز است؛

من اين ناي و نوا را دوست دارم.

اگر آب و هواي‌َش دل‌نشين نيست؛

من اين آب و هوا را دوست دارم.

به شوق ِ خار ِ صحراهاي ِ خشک‌َش،

من اين فرسوده‌پا را دوست دارم.

من اين دل‌کش زمين را خواهم از جان

من اين روشن‌سما را دوست دارم.

اگر بر من ز ايراني رود زور،

من اين زورآزما را دوست دارم.

اگر آلوده‌دامانيد، اگر پاک!

من اي مردم، شما را دوست دارم.

 شاعر : پژمان بختیاری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 19:17  توسط يك ايراني  | 

كاسپين

 

در ارتباط با تغيير نام درياي خزر به نام کاسپين عرض شود که خزر ها قومي وحشي و متجاوز و خون ريز بوده اند.اقوام سرزمين هاي همسايه از هجوم پي در پي آنان که براي غارتگري انجام مي شد و با شقاوت و بي رحمي بسيار همراه بود پيوسته در وحشت مرگ بسر مي بردند.

خوب است بدانيد که در جنگ هاي ايران و روم در عصر خسرو پرويز خزر ها از متحدان اصلي روميان در حمله به ايران بودند.آيا ننگ آور نيست که ما نام اين درياي زيبا را به جاي اينکه کاسپين(کاسپي ها يکي از قديميترين اقوام ايراني هستند که نام قزوين که عربي شده کاسپي است برگرفته از نام اين قوم ايراني است )بناميم از اصطلاح تهوع آور خزر استفاده مي کنيم.صد تاسف اينکه هموطنان آذري به دفاع از اين قوم مي کوشند در صورتي که آذري ها اقوام ايراني بوده با ترک ها هيچ سنخيتي نداشته تنها بر اساس گسترش لغات ترکي خود را در لباس ترک ها مي بينند.!!!

کاسپين، از نام قوم باستانی ساکن در حاشيه جنوبی اين دريا (درياچه) گرفته شده است که کاسپی ناميده می‌شدند. مردمانی شجاع و قوی هيکلی که دارای موهای روشن و چشمان آبی و سبز بودند. چنانکه هنوز هم در زبان گيلکی، به چشمانی اين‌چنين «کاس» يا «کاسِ چوم» گفته می‌شود. اين اقوام در محل فعلی سکونت گيلک‌ها می‌زيسته‌اند.

اما، نام «خزر»، از نام قومی ديگر گرفته شده که در حاشيه شمالی اين دريا می‌زيسته‌اند. اصطخری در مسالک و ممالک خود چنین آورده است:

مردم خزر به ترکان نزدیک اند ، و اما به ترکان نمانند. و ایشان دو گروه اند: گروهی سیاه چرده باشند و سیاه موی – گویی از نژاد هندوان اند و گروهی سپیدروی باشند و با جمال – و از بت پرستان باشند،- ایشان فرزندان خود را بفروشند

در کهن ترین نقشه های جهان که موقعیت این پهنه در آنها آمده ، چون نقشه هکاتوس مربوط به 500 پ .م و نقشه معروف آراتوتس (200 پ . م) همه جا نام این دریا بر گرفته از نام (کاسپین) است ، نه نام دیگر. در نقشه اراتوستن که بوسیله دکتر عبدالکریم صبحی استاد دانشگاه قاهره در سال 1966 به چاپ رسیده ، نام دریای قزوین آورده شده که بر گرفته ازهمان نام کاسپین است.

در متن های دانشنامه های روسها همه جا از این پهنه با نام (کاسپیس کویه موره) یاد شده است. جالب اینکه ترک زبانان جمهوری آذربایجان وقتی به ترکی نوشته اند از آن با نام (خزر دنیزی) یاد کرده اند و وقتی به روسی مطلبی نوشته اند به همان صورت (کاسپین کویه موره) از این دریا نام برده اند.

وقتی تمام جهان، يک‌صدا نام درياچه مذکور را «کاسپين» می‌خواند که نام يکی از اقوام شمال ايران و در نتيجه کاملن ايرانی است، ما ايرانی‌ها، در اقدامی عجيب، نام يک قوم وحشی غيرايرانی را بر درياچه کاسپين می‌گذاريم و حتا کار بدان‌جا می‌کشد که خيلی‌ها با شنيدن نام «کاسپين» تصور می‌کنند که واژه‌ای انگليسی می‌شنوند!

با اندكي تغييرات بر گرفته از   http://www.varg.ir/archives/2005/09/post_9.php  

متن اصلي 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 12:9  توسط يك ايراني  | 

بنام ایزد پاک

 آيا زبان تازي زبان كاملي است  ؟

 در باره ی رواني و سادگي زبان پارسي در برابر زبان تازي، چند چيز گفتنيست . نخستين و مهمترين برتري آن ، نداشتن " حرف تعريف" ( "article") و جنس نامهااست. در تازي الف و لام "ال" گفتار را يك سيلاب يا يك بخش به ازاي هر نام، دراز ميكند. جنس هر نام را هم بايستي دانست، تابه تازي سخن درست توان گفت..براي نمونه ، در زبان آلماني سه حرف تعريف براي نامهاي مردانه، زنانه و خنثي و در زبان فرانسه دو حرف تعريف براي نامهاي مردانه و زنانه هست كه هر نام را بايستي با جنس آن ياد بگيريم.

 دو ديگر اينكه براي پيوند دو نام يا نام و صفت تنها از آواي "اِ" (e) سود ميبريم. در انگليسي of، در فرانسه de " دُ" و در تازي "اَل" را بايستي بكار برد مانند: بختِ بلند، دستِ سرنوشت، جامِ مِي، شهرِ تهران و ... در برخي جا ها براي پيوند نام و صفت به آن آوايِ "اِ" هم نياز نيست. مانند: بزرگ مرد، خندان لب ..

سه ديگر اينكه در پارسي گلودَرد و خستگي زبان نداريم! زيرا از به زبان آوردن "ع" ،"ح"، "ط" ، "ض" ، "ص" ، "ظ" ، رهائي مييابيم.

 چهارم اينكه همزه نداريم تا در ميان سخن و واژه وادار به ايست بشويم. مانند: ماًمون از خلفائي بود كه متاًسّفانه تاًمّل و تاًنّي ميكرد! در اين نمونه بايستي پنج بار براي همزه ايست ميكرديم.

پنجم اينكه ما يك نوع جمع نامها بيشتر نداريم و در تازي جمع دوتايي و جمع چندتايي است.

ششم  آنكه دستور جمع نامها در زبان پارسي ساده است و با "ان" و "ها" جمع بسته ميشود و در تازي با فراگرفتن هر واژه بايستي انواع جمع هاي آنرا هم ياد گرفت.

مانند: قُرباء، اقارب، مقرّبان،...كه همه بمعني نزديكان هستند. يا نمونه هاي زير كه همه بر وزن فاعل هستند و جمعشان بايستي از يك دستور پيروي كند، امّا هركدام به روشي جمع بسته ميشوند. ناصر، انصار عالمِ، عُلماء عامل، عَمَلِه يا جمع هاي خنده داري مانند:

افاغنه،ارامنه، اكراد،الوار!، شواهين (جمع شاهين كه از پارسي گرفته شده)، طوالش، اتراك،..

هفتم اينكه تازي چون "پ"، "چ"، "ژ"، "گ" ندارد و از گفتن بسياري از نامهاي روا در جهان ناتوان است:

چند نمونه براي لبخند: چين = صين     ژاپن = اليابان     پِپسي كولا = بيبسي كولا   پلاتون = افلاطون !   هيپُكرات = بُقراط    سِزار = قِيصَر     دِژپُل = دزفول    گُندي شاپوُر = جندي شابور = نيشابور  تپورستان = طبرستان    آذرپادگان = آذربايجان    كُنستانتينوپول = قسطنطنيّه !  اسپهان يا سپاهان = اصفهان   فرنگي = افرنجي    اسلاو = صُقلاب !

هشتم  آنكه ، زبان تازي پذيراي پسوند و پيشوند يا با تركيب دو واژه نيست، (زبان تازي در اوزان خود گرفتار و منجمد است )

اما در فارسي با يك ريشه كارريشه هاي ديگري ميتوان ساخت كه تازي براي هر كدام آنها يك مصدر جداگانه بايستي بكار ببرد. مانند:   آوردن --  برآوردن --بازآوردن -- درآوردن -- همآوردن -- فرآوردن ...

 هركدام از واژه هاي زير هم كه با واژه "دانش" كه خود از ريشه "دان"

است، با پسوند و پيشوند يا با تركيب دو واژه درست شده: دانشمند، بي دانش ، دانشي، دانشور، دانش آموز، دانشجو ، دانش پژوه ، دانشگاه

واپسين آنكه ما خوشبختانه مانند تازيان اوزان گوناگون نداريم و بدون شكستن ريشه ، اسم فاعل و مفعول و .. را ميسازيم كه يادگيري زبان فارسي را آسان ميكند.

مانند ريشه "پوي":   پوينده و پوييده

و ديگر با واژه هايي چون :

عالم،معلوم، عليم، علّامه !، تعليم،تعلم، معلم، تعاليم، استعلام، علوم، متعلم ،علماء، اعلم،.... سروكار نداريم، كه زبان اموز بدبخت را ،كه شايد ميخواهد ديداري توريستي از مصر داشته باشد، به مرز نوميدي ميكشاند.

 اگر زبان كامل اين زبان تازيست كه بايد بروز زبانهاي "ناقص" ديگر گريست. اما اگر بخواهيم پيچيدگي هاي دستوري و شمار استثنا ها و دشواريها و سختگيري هاي بيهوده ، بهمراه واژه هاي ناهمگون، گلو و گوشخراش و اوزان بيشمار و گيج كننده، كه به انگيزه آن طلبه ها سالهاي دراز بايستي اين زبان را فراگيرند ( و دست آخر هم كم سواد باقي ميمانند) ، را نشانه كامل بودن يك زبان بدانيم ، پس به راستي عربي حتي بالاتر از چيني، كاملترين زبان است!

 زبان زيبا، زبان كامل، زبانيست آسان براي آموختن، آسان براي ادا كردن، زباني ساده و آهنگين است.

مبنع: ؟؟؟؟؟؟؟ با تشكر

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:0  توسط يك ايراني  | 

مي دانيم كه نخستين اعلاميه حقوق بشر سنگ نوشته كورش بزرگ پادشاه ايران زمين است كه بيش از دوهزار و پانصد سال پيش اين متن را نوشته است اين استوانه در پي كاوشهاي باستانشناسي در شهر "اور" به دست "هرمزد رسام"  از اعضاي باستانشناسي انگليسي كشف شد و هم اكنون زينت بخش موزه بريتيش ميوزيوم انگلستان است و يك نسخه كپي از آن هم در ساختمان سازمان ملل نصب شده .

(( منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشه جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ ... نوه كورش، شاه بزرگ ... نبيره چيش پيش ، شاه بزرگ . . .

آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوك خدای بزرگ، دلهای پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.

برده داری را بر انداختم ، به بدبختی های آنان پايان بخشيدم. وضع داخلی بابل و جايگاههای مقدسش قلب مرا تكان داد...

من فرمان دادم كه هيچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نيازارند.

مردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانيش را ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستوديم. . .

من همه شهرهايی را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايی را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاههای خود برگرداندم و خانه های ويران آنان را آباد كردم.

همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوك خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نيايشگاههای خودشان بازگرداندم، باشد كه دلها شاد گردد.

بشود كه خدايانی كه آنان را به جايگاههای مقدس نخستينشان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خدای بزرگ برايم زندگانی بلند خواستار باشند...

من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم. ))

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:55  توسط يك ايراني  | 

 NewPic.ir Free Photo Sharingدر گوگل ارت به جای خلیج فارس از نام دروغین خلیج عربی استفاده شده است جهت درخواست پاک کردن آن و تغییر به خلیج فارس روی لینک زیر کلیک کنید و مراحل آن را کامل طی کنید تا به شمارش آرا برسید و نام خود را در آنجا ببینید جهت این کار باید ایمیل درست و نام خود را وارد کنید از ملیت خود دفاع کنید اول تصرف نام است و سپس تصرف خاک پس از میهن خود دفاع کنید و این اسم را کوچک نشمارید

نام دروغين خليج عربي زود پاك شود

بعد از وارد شدن مراحل زير را طي كنيد

در صفحه اول این دکمه را بزنید
Click Here to Sign Petition >

در صفحه دوم موارد زیر را وارد کنید


 ورود اسم و ايميل >

و دکمه زیر را بزنید
Preview Your Signature>

بعد از دیدن نام و ایمیلتان به شکل درست دکمه زیر را بزنید
Approve Signature

حال دیگران را به این کار تشویق نمایید

با تشکر از شما

نام دروغين خليج عربي زود پاك شود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:16  توسط يك ايراني  | 

جهت ديدن عكسهاي دوره هخامنشي ايران به اين لينك مراجعه فرماييد و حس ايراني بودن و وطن پرستي خود را تقويت كنيد

نمونه 

نمايشگاه عكس گروه (1) 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:59  توسط يك ايراني  | 

اینهم یک انیمیشن است که می توانید جهت محافظ صفحه نمایش موبایل ( اسکرین سیور) استفاده نمایید یا اینکه در کامپیوتر برای مواردی مورد احتیاجتان استفاده کنید

با حجم خیلی کم

از اینجا دریافت نمایید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:7  توسط يك ايراني  | 

اين فايل يك تم خيلي زيبا هخامنشي براي گوشي سوني اريكسون سري کا ۵۱۰ هست دریافت کنید و لذت ببرید.

لطفا نظرات خود را برای من ارسال کنید تا در ساختن اینگونه تم ها کوشش بیشتری کنم

با حجم خیلی کم

از اینجا دریافت کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:1  توسط يك ايراني  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:20  توسط يك ايراني 

مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۳/۱۴ ) را دو هزار و 500 سال پیش کشف کرده بودند.


 آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید که دارای اشکال مخروطی است، از این عدد استفاده می کردند.
عدد پی (
۳/۱۴)در علم ریاضیات از مجموعه اعداد طبیعی محسوب می شود
. این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. کشف عدد پی جزو مهمترین کشفیات در ریاضیات است. کارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی کنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را کاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.
«عبدالعظیم شاه کرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیک و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: «بررسی های کارشناسی که روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشکال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد که هخامنشیان دو هزار و 500 سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می کردند که به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی کرده بودند
دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد که مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه کرده بودند. شاه کرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می کردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معکوس را رسم می کردند. این کار آنها را قادر می ساخت که مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاری که باید ستون ها تحمل کنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می کرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه کنند
هم اکنون دانشمندان در بزرگ ترین مراکز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشکال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب کنند. بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین کسی که توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه کند، «غیاث الدین محمد کاشانی» بود. این دانشمند ایرانی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه کرد. پس از او دانشمندانی چون پاسکال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداختند. هم اکنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند.
شاه کرمی با اشاره به این موضوع که در بخش های مختلف سازه تخت جمشید، مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی، و سهمی دیده می شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشکال هندسی بدون شناسایی راز عددپی و طرز استفاده از آن غیرممکن است
داریوش هخامنشی بنیان گذار تخت جمشید در سال 521 پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را می دهد و تا سال 486 بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیان گذاری می کند. این مجموعه باستانی شامل حصارها، کاخ ها،‌ بخش های خدماتی و مسکونی، نظام های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است.
مجموعه تخت جمشید مهمترین پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیکی شهر شیراز جای گرفته است.

منبع: http://gozargaheghalam.blogfa.com/post-29.aspx

با اندکی تصرف

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:15  توسط يك ايراني  |