دیدنیهای ایران بخش سوم (غار سهولان)
این نوشتار پارسی می باشد و واژه تازی در آن بسیار کم به چشم می خورد
غار سهولان
غارهای بسیاری که در استان آذربایجان غربی هستند همواره کششی برای بیشتر گردشگردان بوده است که می توان از بنامترین آنها غار سهولان را نام برد. این غار در 35 کیلومتری شهرستان مهاباد و جاده مهاباد-بوکان هست و از چند تالاب بزرگ که به وسیله دالان های آبی به هم راه دارند ساخته شده است. بلندای سقف غار از روی آب در حوضچه آخر 50 متر و گودی آب در حوضچه وسط به 35 متر می رسد.

این غار به تازگی در میان ایرانگرادان بنام شده و به تندی جایگاه ویژه ای به نام یکی از مهم ترین غارهای آبی ایران یافته است. این غار تا اندازه ای همانند غار علیصدر همدان است با این دگرگونی که بخش شناخته شده آن هم اکنون چندان بلند نبوده و قندیل های بسیار زیبا و فراوان در غار علیصدر را به شمار کم می توان در این غار دید.غار سهولان دارای دو در است که به هم راه دارند و می توان از هر یک از آنها درون غار رفت و از در دیگری بیرون آمد. بعد از درون غار رفتن و پس از طی راه پیاده سوار قایق خواهید شد و به دیدن غار خواهید پرداخت. هم اکنون به مهر نور پردازی دروني غار كه با لامپ ها و نورافكن های گوناگون چراغاني شده، دیدگاههای شگفت انگيزي را می توان دید؛ ته نشینهای درون غار نگاره های گوناگونی دارد: پای فیل، عروس دریایی، خفاش و... که به همراه قندیل های زیبای غار آنرا بسیار دیدنی کرده است کلمه سهول در زبان کردی به چم (معنی) یخ می باشد که شاید از این رو این غار نام گذاری شده است که این غار دارای یخ بندان های بلند زمستانی و خنکای تابستانی آن است. هم اکنون می توان با خودرو تا نزدیکی غار رفت و تنها راه کوتاهی را ناچار به پیاده روی خواهید بود. نکته دیگر اینکه این غار لانه کبوترها هم هست که همواره شماری کبوتر در آن زندگی می کنند.

بر سر راه غار، سرزمینی است که پرچمی با نام "جاذبه معکوس" در کنار جاده دیده می شود. شاید در این سرزمین با بودن سرازیری جاده بر اثر کشش کوه، شتاب خودرو کاهش می یابد. می گویند این پدیده بیشتر برای ماشین های سنگین و مینی بوس ها پیش می آید. و این از آن روست که سنگ هایی با سرشت کشش کهربایی (مغناطیسی) در کوههای کنار جاده می باشد؛ که خود پدیده شگفتی است.



از نگاره هاي مانده از آن هنگامه به زنان بومي برميخوريم كه پوشش زيبايي دارند. پيراهن آنان ساده، بلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه است. در پايين دامن از زانو به پايين آبشاريهايي تا به مچ آويزان است.نگاره روي يك پياله گلي (در موزهء آرميتاژ) نشان ميدهد كه زنان پارسي از تنپوش مردان نيز به تن ميكردهاند. دوخت اين تنپوشها از دامن و بالاپوش چنان كه ميبينيم به گونه اي است كه شانه و آستين آن چون شنل است، با هر تني جور درميآيد و دامن هم چنانچه قد مرد و زني با هم يكسان باشد ميتواند هم قد درآيد و بنابراين زمينهاي به دست ميآيد اين آگاهي را مي رساند كه تن پوش زنان اين هنگامه شايد كه دگرگوني با تنپوش مردانشان نداشته و يا از تنپوش مردان با اندكي دگرگوني زنان نيز بهره ميگرفته اند ازتنديس هاي پيدا شده در کوه رنگان بهبهان يا نگاره هايي که در تخت جمشيد به گونه برجسته وجود دارد بيانگر آن است که زنان پارسي با تن پوش پوشيده پيراهني بلند با آستين کوتاه و دامني با ريشه هاي بلند در مهماني ها ديده مي شدند. در پيكره هاي برجسته آشوري که زنان هنگامه مادها و فرزندانشان نگاره شده اند زنان با تن پوش بلند و روپوشي کوتاهتر که با دامني نيمگرد و آستيني کوتاه بر روي آن پوشيده شده ديده مي شدند. اين روپوش گاهي چون شنل بي آستين نشان داده شده و موي سر آنان به سان زنان نگارينه شده در کوه رنگان در پشت سرشان آويخته.