دیدنی های ایران (چابهار)
منطقه حفاظت شده گاندو
اين سرزمین در آخرین گوشه نیمروز خاوری (جنوب شرقى ) کشور، در درازای مرز ايران و پاکستان گسترده شده است . اين سرزمین از کوههاى کم آب و بيابانى تا رودخانه سرباز در بلوچستان گسترده شده است. سرزمین یاد شده ، زیستگاه تمساح تالابى ايرانى است که در آبگيرهایی با گودی کم در دنباله رودخانه زندگى مىکند. اين حيوان در زمان خشکى تا چند متر در زير آبگيرها نقب زده و در درون آنها زندگى مىکند همچنين گونه ی ویژه رودخانهاى اين سرزمین توان زندگى گونه ای ماهى شگفت انگیز به نام ماهى گِل خور با نام علمى Perio phthalinuse فراهم آورده است که توانایی زيست در آبهایی با ژرفا کم و بستر گِلى رودخانهها را دارد.
جانداران این سرزمین : جبير، سنجاب نخلى شمالى، راسوى خاکستر هندى، هوبره، دراج، سوسمار و نيز بسيارى از گونه های پرندگان که ویژه شبه قاره هند مىباشد.
گاندو، كروكوديل شادابي

جایگاه زيست كروكوديل پوزه كوتاه در كشور منطقه حفاظت شده گاندو با 465 هكتار
در روستاهاي باهوكلات و سرباز در نیمروز (جنوب) استان در سرزمینهای رودخانهای باهوکلات، سرباز، کاجو و برکههای
پیرسهراب، آزادی، کلانی، درگس، گزمنزل، هوت کت و سد پیشین گسترده شده است.كه به دليل خشكسالي چند ساله و كمبود خوراک اين حيوان با مرغ و ماهي خوراک دهی دستی می
شود گاندو بزرگترین خزنده ایران است. تاکنون با طول 3/5 متر هم مشاهده شده است عمر اين گونه كروكوديل از 100 سال بیشتر نمی شود از آنجاییکه این گونه دارای فك كوچك است پوزه
كوتاه نامیده می شود و در هر تخم گذاری بيش از 30
تخم ميگذارد و خوراكش ماهي، پرندگان آبزي و كنار آبزي است.
بودن گاندو در برکهها و استخرها ترسی برای مردم بومی
نمیباشد تا جاییکه بچهها در این برکهها شنا کرده و زنان با دل آسودگی در کنار
برکهها به شستن دیگ و پوشاک میپردازند.
با توجه به جابجایی کم و خونسرد بودن خوراک میانگین گاندو روزانه یک و نیم تا دو کیلوگرم گوشت است.
به گاندو در ایران، تمساح ایرانی
نیز گفته میشود. زیستگاه بخشی در چابهار و بخش دیگر آن در شهرستان
ایرانشهر
گسترش دارد.
این تمساح دارای پوزهای پهن است که فک بالایی ۱۹ دندان و فک پایینی ۱۵ دندان دارد. در پشت سر و در گردن دو جفت تخته شاخی بزرگ دیده میشود. دارای پاهای کوتاه بوده و پنج انگشت دارای ناخنهای بلند در پاهای جلویی و چهار انگشت دارای ناخنهای کوتاه تر در پاهای پسین می باشد. رنگ بیشتربدنش زیتونی تا قهوهای بوده و شکمی بدون پولک و به رنگ سفید متمایل به زرد دارد.
میانگین قد این کروکودیل در نرها ۳ متر و مادهها ۲٫۴۵ متر است. البته نرهای مسن بسیار بزرگتر شده و به ۴ تا ۵٫۵ متر طول و ۵۵۰ کیلوگرم وزن برسند. البته گاندوهای ایران بسیار کم به ۳ متر میرسند و بزرگترین گاندو دیده شده ۳٫۶ متر درازا داشتهاست. دم این حیوان که نیمی از درازا بدن آن است، آنقدر قدرتمند است که میتواند استخوان بدن پستاندار بزرگ پیکر را با ضربهای قوی خرد کند و آروارههای وی آنچنان قوی است که میتواند بزرگترین استخوانها را بهراحتی خرد کند. از ویژگیهای دیگر گاندو اسید سیراب بسیار قوی است که این جانور را توانا در گوارش خوراکیهای سخت و سفت میکند و همچنین وبودن پردهای بنام Veium Pahatinum در بدن این تمساح که راه اندرآمدن آب به معده را در زمانی که دهان حیوان باز است، میبندد.
زمان جفتگیری گاندو در اسفندماه و تخمگذاری آن در ماه خرداد است. گاندو با کندن گودال عمیقی در جایی که از نم بسنده برخوردار باشد، نزدیک به ۲۰ تا ۳۵ تخم میگذارد. ۶۰٪ تخمها پس از ۶۵ روز نوزاد میشوند. تولهها با درازایی برابر ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر به جهان میآیند. خوراک نوزادان از حشره ها و لارو آنها، دوزیستان و لارو آنها و بچهماهیها است، تنها ۵ تا ۱۰٪ نوزادان به سن جفت گیری ۵ تا ۱۰ سالگی میرسند و دیگران خوراک پرندگان شکاری و ماهیخوار، روباه، شغال، سگ و بزمجه میشوند.
بر پایه یک دیدگاه کهن بلوچی ،گاندو تمساح خوش یمن و پاک شمرده می شود و باور بر این است که هر کجا که گاندو هست آب فراوان است
از نگاره هاي مانده از آن هنگامه به زنان بومي برميخوريم كه پوشش زيبايي دارند. پيراهن آنان ساده، بلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه است. در پايين دامن از زانو به پايين آبشاريهايي تا به مچ آويزان است.نگاره روي يك پياله گلي (در موزهء آرميتاژ) نشان ميدهد كه زنان پارسي از تنپوش مردان نيز به تن ميكردهاند. دوخت اين تنپوشها از دامن و بالاپوش چنان كه ميبينيم به گونه اي است كه شانه و آستين آن چون شنل است، با هر تني جور درميآيد و دامن هم چنانچه قد مرد و زني با هم يكسان باشد ميتواند هم قد درآيد و بنابراين زمينهاي به دست ميآيد اين آگاهي را مي رساند كه تن پوش زنان اين هنگامه شايد كه دگرگوني با تنپوش مردانشان نداشته و يا از تنپوش مردان با اندكي دگرگوني زنان نيز بهره ميگرفته اند ازتنديس هاي پيدا شده در کوه رنگان بهبهان يا نگاره هايي که در تخت جمشيد به گونه برجسته وجود دارد بيانگر آن است که زنان پارسي با تن پوش پوشيده پيراهني بلند با آستين کوتاه و دامني با ريشه هاي بلند در مهماني ها ديده مي شدند. در پيكره هاي برجسته آشوري که زنان هنگامه مادها و فرزندانشان نگاره شده اند زنان با تن پوش بلند و روپوشي کوتاهتر که با دامني نيمگرد و آستيني کوتاه بر روي آن پوشيده شده ديده مي شدند. اين روپوش گاهي چون شنل بي آستين نشان داده شده و موي سر آنان به سان زنان نگارينه شده در کوه رنگان در پشت سرشان آويخته.